|
|
|
|
|
دنبال یک سوژه اجتماعی بودم . خواستم مسئله بیکاری را پیش کشم بخود گفتم این یک مسئله ملی است و نوشتن ما دردی را دوا نمی کند . به شهر و شهرسازی اندیشیدم به خود گفتم شاید درست نباشد چون که بنده متخصص این کارها نیستم پس نمی توانم در این مورد نظر بدهم . به سراغ موضوعی رفتم که خودم نیز با آن درگیر بوده ام و حیفم آمد در مورد این نعمت خدادادی که مبالغ گزافی را در قبوض آب بها برایش منظور کنند چیزی ننویسم . در اواسط خرداد به دامنه سرسبز سبلان ( مشگین شهر ) سفر کرده بودم تا تفرجی کرده از طبیعت الهی بهره مند شوم . در دامنه های کوه سبلان نزدیکی « قینرچه » چشمه های زیادی از کوهسار سرازیر می شوند . نمی دانید چقدر با حسرت نگاه می کردم . حیفم می آمد دستانم را در آن آبهای زلال بشویم . بخود گفتم آلوده کردن این نعمت الهی که مثل قطرات اشک چشم زلال و صاف است نوعی زیر پا گذاشتن انسانیت است . جای شما خالی ، چه لذت بخش بود . یادتان باشد که آب شرب مشگین شهر از همان آبها تأمین می شود . خوشا بحال مشگینی ها . واقعاً به حال آنها غبطه خوردم و به حال شهر خود غصه . در مشگین شهر لازم نیست آب را در یخچال سرد کنند آب بقدری سرد و خنک است که مجال شستن دستها و صورت را نمی دهد . گفتم خدایا مردم نجیب گرمی نیز از بندگان شریف تو هستند ، چه می شود این محرومان از همه چیز از این نعمت ارزان الهی بهره مند شوند . گویا نجوای عارفانه ای در گوشم نواخت که از اینگونه نعمت های الهی برای شما نیز عطا کرده ام اما عده ای از مسئولان نا کار آمد و بی احساس باعث و بانی محرومیت شما است . ...... پس از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از بزرگترین پروژه ها در منطقه احداث سد گیلارلو بود و آنقدر مهم بود که توسط سه شخصیت مهم مملکتی وقت در زمانهای متفاوت افتتاح شد . اینجا یک نکته قابل تأمل است آیا گزارش اولین افتتاح به مقامات بالاتر ارسال نشده بود که دومین و سومین بار افتتاح شد ؟ یا مسئولان استانی هیچ پروژه ای دیگری در حال انجام در آن زمان نداشتند ؟ بالاخره با افتتاح سد مذکور دلمان خوش بود که از دست گالن ها و تانکرهای آب راحت خواهیم شد . نه تنها اینطور نشد بلکه فروش گالن های آب روزبروز بیشتر شد و عده ای با عنوان فروشندگان آب لنگان در شهر نمایان شدند . البته بجز یکی و دو ماشین بقیه از قنات و چشمه های اطراف و داخل شهر آب را به مردم عرضه می کنند . بقول برخی از این ها : « کی به کی تاریکیه » . آیا مسئولان متولی در این مورد عملکرد تانکری ها را زیر نظر دارند ؟ این را می دانم به هریک توصیه کرده اند مقداری کُلر در تانکر ها بریزند . شاید برخی در هنگام خرید آب به وجدان فروشندگان اطمینان می کنند . من با خود می گویم وجدان انسانی خیلی سالها مرده و دیگر وجود ندارد . اگر وجدان اخلاقی بود اجازه نمی دادند سد در زمین شوره زار احداث شود و اگر وجدانیت در کار بود اعتبارات مربوط به آب در جاهای دیگر صرف نمی شد و اگر وجدان واقعاً نمرده بود لوله های با کیفیت پایین در سیستم لوله کشی استفاده نمی شد . اگر وجدان متولیان وقت بیدار بود با اعتبارات مصرف شده برای سد گیلارلو می توانستند از کره مریخ هم آب بیاورند . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 23:59 توسط اسماعیل شاهی آلیله
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 16:48 توسط اسماعیل شاهی آلیله
|
|
||
|
|
|
|
|
- در محافل می گویند به دنبال شایعه شدن تغییرات و تحولات وسیع در سطح مدیریت ادارات گرمی ، مسئولان بر سر دو راهی قرار گرفته اند جانب چه کسی را بگیرند ؟ شب با یکی هستند و روزها با دیگری و ....... - در محافل می گویند یکی از کاندیداهای شکست خورده و سرخورده در انتخابات در محفلی گفته دیگر طاقت اقامت در گرمی را ندارد و در آینده ای نزدیک به شهر دیگر انتقال خواهد یافت . ( بَه بَه به این میگن تعصب به وطن ، پس انتخابات مهمتر از وطن است ؟؟!! ) - در محافل می گویند گروه بازنده در انتخابات شورا در گرمی جهت آبروداری دست به دامن یکی از سران خود شده اند تا هر جوری شده پست های مدیریتی گرمی را تصاحب کنند و به این طریق تلافی انتخابات را در بیاورند . - درمحافل می گویند با آنکه دولت روی وام های بنگاه های زود بازده مانور می دهد ولی نمی داند برخی از مجریان عمداً با سیاست هایش مخالفت می کنند و کسی هم پیگیر این موضوع نیست . ( شاید رشوه کم تعارف می کنند ) - در محافل می گویند اهالی گرمی از نوع آدم گَردانهای حرفه ای هستند چون به هیچ یک ار کاندیداها جواب سربالا نداده و آنها را امیدوار کردند و به این دلیل همه کاندیداها خود را پیروز میدان می دانستند ولی پس از انتخابات فهمیدند چه کلاهی برسرشان رفته است . - در محافل می گویند از قبل معلوم بود برخی از امتحان پس داده ها در شوراهای قبلی ، انتخاب نخواهند شد . - در محافل مي گويند نبايد زياد به آب انتقالي از سد مغان دل بست به اين دليل كه كشور دوست !!! ارمنستان زباله هاي هسته اي خود را در ارس تخليه مي كند و سرطان زاست . البته اين موضوع را مسئولان خوب مي دانند و حتي در چندين جلسه مطرح شده است . - در محافل نشريات محلي مطرح است مسئولان شهري آگهي ها ، اطلاعيه ها و گزارشات عملكرد خود را به ساير نشريات مي دهند شايد به اين دليل كه بتوانند در فاكتورها مبالغي را به جيب بزنند و اينهم نوعي حمايت از نشريات محلي ! ! ! ! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 3:20 توسط اسماعیل شاهی آلیله
|
|
||
|
|
|
|
|
حال که دو رقیب مهم انتخاباتی پست های کلیدی کشوری را دست دارند ( یکی نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی و دیگری معاونت سیاسی و امنیتی استانداری اردبیل ) مردم خواستار فراموشی صحنه رقابت انتخاباتی و ایجاد رفاقت بین این دو عزیز هستند . زمانی هر دو عزیز در ایام انتخابات هدف خود را فقط خدمت به مردم اعلام می کردند ، حال چه فرقی می کند در هر مسندی باشند . خدمت ، خدمت است . امیدها و انتظارات مردم از این عزیزان چه می باشد مهم است . اگر واقع نگر باشیم بایستی قبول کرد پس از انتخابات باید همه تلخی ها و شیرینی ها را به فراموشی سپرد و فقط در جهت پیشرفت و آبادانی منطقه گام برداشت . اما کسانی هستند بدلیل نرسیدن به اهداف اصلی شان سعی در اخلال و ایجاد فضای ناسالم در منطقه و اختلاف در میان اقشارمختلف منطقه بوده اند و با تمرکز به یک فرد سعی در تخریب یکدیگر می باشند . چه بسا می خواهند صدها نفر زیر پایشان له شوند ولی اینان به اهداف خود برسند و این بر خلاف انسانیت است . کسانی هستند که پس از انتخابات دور هفتم مجلس با جلسات و محافل شبانه سعی در ایجاد دو دستگی و شاید چند دستگی بین مردم اند و تا حدودی در این کار موفق بوده اند . وقتی آقای نصیری برای نمایندگی مردم انتخاب شد و یا آقای احمدی برای سمت استانداری مطرح و به سمت معاونت سیاسی استانداری منصوب شد برخی از درِ تخریب در آمدند کرکری ها خواندند و می خوانند . آیا این انتخاب ها و انتصاب ها برای طیف خاصی صورت می گیرد ؟ کسانی که با این دو جناح نیستند حق تصدی پست های مدیریتی و دولتی راندارند . واقعاً که ؟ ! همه می دانند الان سه جناح در گرمی عرض اندام می کنند و برخی جریانات نیز کم وبیش در تکاپو هستند و فکر و ذکرشان حذف یکدیگر می باشد. آیا طرفداران اینان به فکر اتحاد و همبستگی و رفاقت بوده اند يا فقط تفرقه را بهترين سیاست مي دانند و..... ؟ مگر نمی دانند با اتحاد و اتفاق می توان به شهر بی در و پیکر و محروم از امکانات اولیه شهری سر و سامان داد ؟ مگر نمی دانند از دیر باز به جهت چند دستگی صدمات جبران ناپذیری به گرمی وارد شده است ؟ شايد سالها پیش گفته مي شد بخاطر کم فرهنگی منطقه بود حال که اکثراً با سواد و با فرهنگیم چرا ؟ و صد افسوس فرهنگیان و باسوادان بیشترین درصد اين چند دستگي را تشکیل می دهند . فرهیختگان که باید عامل وحدت و یکپارچگی باشند بخاطر یک عده خود را سپر می کنند و عملاً جایگاه اجتماعی خویش را از دست می دهند و با این وجود انتظار تکریم از سوی مردم را دارند . حال شاید سوال این باشد چرا به فرهنگیان متمرکز شده ام ، بعلت اینکه فرهنگیان و باسوادن در بطن جامعه هستند و انتظار بیش از این است و نباید بخاطر عده ای آبرو و حیثیت خویش را در گرو بگذارند . والاّ افرادی که شب و روز به فکر نان و مایحتاج زندگی بوده و فرصت سر خاراندن را ندارند بفکر سیاسی بازی و باند بازی نمي باشند. حال که تب و تاب انتخابات شوراهافروکش کرده و خیزش برای نمایندگی مجلس برداشته شده انتظار مي رود همه آگاهانه در اين راستا گام بردارند و به فرصت طلبان مجال جولان در افكارشان را ندهند . امید است در سال پيامبر اكرم ( ص ) ، کینه ها و کدورت ها را دور بریزیم و مثبت نگر و واقع گرا باشیم و از رهبران جریانات منطقه انتظار داریم با واقع بینی به کوته فکران اجازه رخنه در افکارشان را ندهند و تنها به فکر این مردم مظلوم ومحروم باشند . خواهان ريشه كني فتنه انگيزي از طرف هر كس و هر جناح در منطقه هستيم و امیدواریم فتنه انگیزی برای همیشه از گرمی رخت بر بندد . ما اين را نوشتيم هرچند به مذاق برخي ها تلخ باشد . به امید فرداهای روشن برای گرمی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 3:15 توسط اسماعیل شاهی آلیله
|
|
||
|
|
|
|
|
جناب حاج فيروز احمدي ! سپاس خداي را كه مسئوليت آدمي را نه فقط براي توانستن ، متوجه دانستن نيز كرده است . با سلام بر محمد امين (ص) و علي (ع) شهيد توطئه دشمن و خيانت دوست و حسين (ع) اسوة غيرت و مردانگي . دوست عزيز ! بنده يكي از طرفداران شما و علاقمند به شعار « علي علي » انتخاباتي تان ، با برائت از اطرافيان مصلحت گرايت ؛ به تأسّي از مولايم علي (ع) مي خواهم بي لكنت زبان با تو سخن گويم و مواردي را از باب توصيه و تذكر- كه حق رعيت حكومت اسلامي است-يادآور شوم : 1 – جناب احمدي ! امروزه پوشش شعاري بسياري از بزرگان چنان خوش طرح و خوش رنگ است كه به خاطر بدجنس و بدقماش بودنش ، در كشاكش دو روزة قدرت جِر خورده رسوايشان مي كند . ‹ علي علي › شعار خوبي است اگر با ‹ رفتار اموي › آلوده نشود و يا سرنوشتي همچون شعار ‹ الرضا من آل محمد ِ› عباسيان نداشته باشد . بي پرده توصيه مي كنم مراقب باش ، لكّه ننگ ‹ گفتار علوي با كردار اموي › در افكار عمومي به عنوان نمادتضاد شخصيتي بر شما و طرفدارنت – كه متأسفانه ما نيز جزو آنهاييم – مهر نشود . زيرا نيك مي دانيد ‹ علي علي › در غيبت ‹ رفتار علوي › بر جرئت و جسارت دين خواران و علي دزدان افزوده شرف انساني و اعتماد عمومي را خدشه دار مي كند . آگاه باشيد شعار خوش طرح و بدقماشهيچ وقت زيبنده ‹ علي علي گويان › نيست . بيا يار اميرالمؤمنين باش مسلماني امين و راستين باش نگويم نيستي كوشا در اين راه وليكن ، بهتر ازاين ، بيش از اين باش 2 – اي برادر ! مولايتان علي (ع) همواره نگران اين اس ت كه ‹ والي ، نزديكان و خويشاونداني دارد كه خوي برتري جويي دارند و گردن فرازي ..... › هرگاه در انتخابات ‹ علي علي › سر مي داديد ، اطمينان داشتم – و دارم – به نگرانيهاي علي (ع) واقفيد واگربه قدرت برسيد در اين مورد ترك اولي نيز نخواهيد كرد . اما وقتي شنيدم در منصب فعلي تان ، نزديكان خود را حاجب و واسط خود ومردم كرده اي و برخي منسوبان نالايقت را منصب داده اي ، عرق شرم بر جبينم نشست و بي اختيار گفتم ‹ و علي الاحمدي السلام › از ترك اولي كردنتان نسبت به نگرانيهاي علي (ع) بشدت محزون و مبهوت شدم ، پس بين فرياد ‹ علي علي › و فرياد‹ عشق اولسون › چه فرقي قائليد ؟ همشهري عزيز! عمده سرزنش علي (ع) به حاكم مقتول قبل از خود اين است كه ؛ ‹ خويشاوندانش پا ايستادند و بيت المال را مانند شتر مهاربريده اي كه گياهان بهاري را بچرد ، خوردند و برباد دادند› اين نه فقط سرزنش گذشتگان بلكه سفارشي است بر آيندگان ؛ سفارش بر شما حاكمان است كه مراقب بسياري از فرمانداران و واليان و هواخواهان منصب دارتان باشيد كه مهارشان نبُرد . اگرچه مهار بريدگاني گردن فرازي مي كنند . شايسته آنيد كه قاطعانه شتران را مهار بكشيد و در ميان خواص و عوام برپايه تكليف الهي در حد توان ومسئوليت ، مسير عدالت علوي رابي هيچ ترس و واهمه اي هموار سازيد تا اعتماد مردم به حكومت اسلامي - كه خونبهاي برادران شهيد توست – ازبين نرود و هزينه برتري جويي عزيز مزيزها نشود . 3 – جناب حاج فيروز! شما كه در انتخابات به قدرت رسيدن و در قدرت ماندن افرادي را فاجعه مي دانستيد كه مبتلاي كيش شخصيت و قبيله اند ؛ از تلاش سياسي بجاي هدايت عمومي موقعيت اقتصادي مي جويند ؛ خود مطلق سازاني كه عقدة ارباب و قدر قدرتِ ديگران شدن را دارند ؛ عقيده در نظرشان ابزار تحصيل جاه و قدرت است ؛ با زهد و تارك الدنيايي ، دنيا طلبي اصحاب زر و تزوير را فراهم مي آورند ..... حال كه به قدرت رسيده ايد ، با عنايت به استواري حضرتعالي در باور فوق و وهن وسستي اطرافيان و حلقه متملقان بر محور پاكتان ، سوالاتي علاقمندان پاك ‹ علي علي › را دل مشغول كرده است برخي از اين جمله اند : - آيا فكر نمي كنيد طمعكاراني به نشان طعمه اي دنبالت افتاده تورا مطلق كنند و مبتلا به كيش شخصيت معرفيتان كنند؟ بين شما و مردم رابطه ترس برقرار نمايند ؟ - زبانم لال – اگر چنين اتّفاقي افتد باز هم ‹ علي علي › سر مي دهيد ؟ يا عزيزان القاء مي كنند بسياري توقعِ توجهِ خان دارند و يا در حسرت سلام حاج آقا !؟ - آيا فكر نمي كنيد امكان دارد عده اي تلاشهاي صادقانه سياسي شما را كه عين ديانت تان هست ، پلي براي كسب موقعيت اقتصادي در برخي مراكز قرار دهند ، پشت سرتان ‹ علي علي › گويند و در نصف راه به كاخ سبز معاويه و رفاهش راه كج كرده تنهايت گذارند؟ شما نيز رهايشان مي كنيد يا به درد انتخابات مي خورند ؟ - با اين كه زهدتان بر كسي پوشيده نيست ، آيا نگران نيستيد برخي تعاونچيان ، گمرك نشينان و دنياطلبان متشرع به قصد احسان و استراحت مسلمان، زهدتان را هزينه كنند؟ آيا نگران نيستيد مردم بپرسند تارك الدنياي دوچرخه دار را با دنيا طلبان زانتيا سوار چه كار ؟ - آيا به نظر نمي رسد معاونت شما در استان با غلوّ و بزرگ نمايي دوستان ، پيش و بيش از خدمت به مردم ، به فتنه استعداد سوز ‹ احمدي چي – نصيري چي › دامن زد و هوس ِ هوسكاران ِ ارباب و قدر قدرت ديگران شدن ِ برخي از اطرافيان ودوستانت راغليان بخشيد ؟ 4 - هم ولايتي عزيز ! روزگاري بر عليه باند وباند بازي كه مغان را گورستان استعدادها كرده بانگ بر مي داشتيد و وعده مي داديد ، فعاليتهايتان را پايان باندگرايي معرفي مي كرديد . ولي افسوس با ظهور باند بدخيم و بديمن ‹ احمدي – نصيري › صدرحمت به قبليها . به مشاورانتان مِن ذَكرٍ وَ انثي بگوييد ، بجاي توفق جويي از راه تخريب ، انتقاد براي هدايت به هويتي جامعتر را پيش گيرند. شما كه ‹ علي علي گوي › هستيد ومي دانيد علي (ع) – رقيبان كه هيچ – حتي به مخالفانِ خود نيز خير خواهانه مشاوره دادند ، شما نيز اگر تحمل داريد، با مخالفانت – البته رقيبانت – علي وار مصلحانه مشاورت و مصاحبت كنيد تا پاي ضعيفاني چون نوعي اقدم به شهر نگشوده به بزرگان بيش از اين اهانت نشود و گرنه استعفا دهيد و همچون مولايمان علي (ع) استخوان در گلو و خار درچشم خانه نشيني كنيد يا در ولايتي ديگر امارت كنيد تا زمان حضور حاضران فرارسد . برادر محترم ! اين سطور را هيچ غرضي نيست جز اين كه در سينه من قلب كوچكي بر مردم بزرگ مغان مي تپد كه مظلوميت و محروميتشان را درگشت وگذارهاي خانه به خانه اي ايام كانديداتوريتان ملاحظه فرموديد ، كوتاه دستي تان از اين گشت و گذارها در پي مشغله كاري رياست و بي مجالي از مصاحبت عزيز مزيزها ، بهانه نگارش اين سطور است و تنبيه برخي امور . بدل هراس ندارم خدا چو يار من است اگر همه بگريزند خدا كنار من است سرم اگر برود در دفاع ازاين مردم خداي سجده نمايم كه اين هم افتخار من است نه از شما بهراسم نه اهل سودايم كه ترس و خلق فروشي بدان كه عار من است والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته علي فردي شكرآب مدير مسئول هفته نامه ياشيل مغان 16 بهمن ماه 1385 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 3:1 توسط اسماعیل شاهی آلیله
|
|
||
|
|
|
|
|
حرف كه از محروميت و مظلوميت بميان مي آيد گِرمي در اذهان متصور مي شود و به حالش باید گریست . گويا مسئله گرمي از يتيمي و صغيري گذشته است نه پدري ، نه مادري و نه صاحبي ، مثل بچه سر راهي يا كارتن خواب ها شبها را روز و روزها را شب مي كند تا اين دنياي فاني را وداع گويد ، مسلماً اگر زبان داشت صداي هق هق اش در عالم مي پيچيد ، شايد دهان باز كردن زمين ( رانش و شكستگي بخشي از گرمي ) بدين علت است كه از ديدن مسئولان بومي بي تعصب و غيربومي چسبيده به ميز رياست زياد شرمنده نشود و از شرمندگي فرو رود . گويند گرمي از آنروزها كه حاج عباس ها ، ملا محسن ها ، حضرتي ها و … از دست داده واقعاً يتيم شده است . هر از چندگاهي به عنوان يتيم نوازي لقمه ناني به دهانش مي گذارند و تسكينش مي دهند . ما تا كي چشم به راه ترحم باشيم ؟ پس از گذشت 27 سال از عمر با بركت نظام مقدس جمهوري اسلامي هنوز از امكانات اوليه شهري ( آب آشامیدنی و بيمارستان و … ) بي بهره ايم ، مي توانيم ادعا كنيم شهرنشين هستيم ؟ ! آيا واقعاً حق ماست هميشه در محروميت باشيم ؟ ؟ آیا ما در این انقلاب سهم نداریم ؟ آیا جوانان ما در راه حفظ این دیار به خون خود غلطان نشده اند ؟آیا برای شهیدان گلگون کفن مان دیروز خوزستان و مغان فرق داشت ؟ شايد با بودن چنين مسئولان شهري محرومیت حق ماست ! جالب است بدانيد تسهيلات مربوط به مناطق محروم از حقوق كارمندان حذف شده است . نمي دانم چه امكاناتي به شهر افزوده شده است كه مسئولان به فكر حذف اين تسهيلات بوده اند ؟ طبق مثل معروف تركي « هانكي داش، داش اوسته قوييلوب ! » . اتفاقاً روز بروز پسروي مي كنيم و بخشي از شهر در حال رانش و تخريب است و يا پروژه چندين ساله آب و بيمارستان و راه ديگر براي مردم رؤيا شده است . حال نبايد با اين اوضاع و احوال به حال گرمي گريست ؟ كجاست نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي كه خود را مدافع حقوق كارمندان و كارگران مي داند ؟ وقتی نماینده ما به عوض چانه زنی و دست به دامن شدن مسئولان برای کمک به آبادانی حوزه انتخابیه خود سیاست مخالفت با ریاست قوه مجریه و قوه مقننه را در پیش می گیرد انتظار دارید خروار خروار بودجه سرازیر شهرستان شود ؟ نمی دانم مردم نماینده را برای آبادنی شهر انتخاب کرده اند یا وارد بازیهای سیاسی شود ؟ البته که حق ماست در محرومیت بسربریم چون همیشه بر خلاف آب حرکت کرده ایم در زمانی که دولت و مجلس در دست دوم خردادی ها یکدست بود ما نماینده جناح راستی به مجلس فرستادیم و هم اکنون که دولت و مجلس بدست جناح راستی ها اداره می شود یک نماینده باصطلاح چپی ( اقلیت ) فرستاده ایم ودر سخنرانی هایش به صراحت مخالفت خود را ابراز می نماید .... كجايند امام جمعه ، فرماندار و مسئولان شهری ؟ آيا خود را در قبال مردم مسئول نمي دانند ؟ آيا كارگران بومي منطقه نمي توانند بيل و كلنگ بدست گيرند كه براي اجراي پروژه هاي هر چند كوچك بايد كارگر صادراتي ( غير بومي ) از ساير مناطق در گرمي مشغول بكار باشند ؟ آيا مسئولان محترم صبح هنگام كارگران را دست به سينه و زانوي غم بغل كرده نمي بينند كه منتظرند مبادا كسي آنان را بكار گيرند و لقمه ناني را براي خانواده تأمين كنند ؟ مگر تعداد آنها از پنجاه ، شصت نفر بيشتر تجاوز مي كنند؟ چرا اكثر مناقصه هاي ادارات و شركت ها اكثراً به افراد غيربومي واگذار مي شود ؟ آيا افراد بومي از عهده كار بر نمي آيند يا خداي ناكرده كاسه اي زير نيم كاسه است ؟ مگر نمي گويند كوهها سرشار از معادن هستند ما كه بيشترين را در منطقه و شايد در كشور داريم . يعني كوههاي ما اصلاً معادني ندارند ؟ ! پس در تقسيم كوهها نيز پارتي بازي شده است . مگر پس از بازگشايي مرز ميلياردها ريال بعنوان كالاهاي قاچاق ویا جرایم از گرمی به حساب دولت واريز نشده است ؟ چند درصد از اين پولها جهت عمران و آباداني گرمي صرف شده است ؟ چرا حداقل دو درصد از در آمدهای نفتی به مناطق نفت خیز تعلق می گیرد ولی ما از درآمد کالاهای قاچاق بی بهره ایم ؟ حرفها بسیار است نمي دانم از چه بنويسم ويا اصولاً نوشته های ما فايده اي دارد ؟ ما كه شرمنده مردم محروم گرمي هستيم . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 2:41 توسط اسماعیل شاهی آلیله
|
|
||
|
|
|
|
|
انباشت زباله ها در رودخانه هاي داخل شهر گرمي از دير باز به يك معضل تبديل شده است و متأسفانه از ديد مسئولان بدور مانده است . اين مشكل باعث تشديد بيماري هاي عفوني در فصول مختلف سال شده كه اخيراً مشاهده چندين مورد بيماري تيفوئيد در داخل شهر مؤيد اين امر است . عليرغم اينكه در جلسات شوراي بهداشت و درمان شهرستان برلايروبي و نظافت رودخانه ها تأكيد مي شود اما تصميمگيري مسئولان تنها در روي كاغذ مي ماند . البته بدليل كمبود جايگاه هاي جمع آوري زباله و كمبود نيروهاي جمع آوري كننده گاهاً مشاهده مي شود برخي مردم و رفتگران زباله ها را در داخل رودخانه مي ريزند . در اين خصوص عملكرد ضعيف دستگاه هاي فرهنگي براي ارتقاء سطح فرهنگ عمومي مردم نيز به چشم مي خورد . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 2:40 توسط اسماعیل شاهی آلیله
|
|
||
|
|
|
|
|
باجمع آوري فاضلاب گرمي و هدايت آن به تصفيه خانه فاضلاب واقع در نزديكي روستاي بيگ باعي ، آب آن به رودخانه گرمي چاي وارد مي شود . از آنجائيكه در پايين دست اين تصفيه خانه چندين روستا قرار گرفته و اهالي و دام و طيورشان بيشتر با اين رودخانه سر و كار دارند و حتي براي آبياري باعات و مزارع و جاليز نيز از آن آب استفاده مي شود طبعاً خطرات زيانباري را در پي دارد . طبق نظر كارشناسان آب خروجي بايد بحدي كلر زني باشد كه هيچگونه خطري را نداشته باشد . اما مشاهده چندين مورد بيماري هاي عفوني در انسان ها و دامها دليل بر عدم رعايت اين مورد است . اهالي روستاهاي متضرر چندين مورد شكايت به مسئولان شهري ارائه كرده اند و خواستار رسيدگي به موضوع شده اند . گويا تاكنون جوابي نشنيده اند و ما نيز به دليل اهميت موضوع و يادآوري تهديد جان انسان خبر را بگوش مسئولان مي رسانيم . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 2:39 توسط اسماعیل شاهی آلیله
|
|
||